۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

مریم رجوی در فراخوان خود از جامعه بین‌المللی خواست، عاملان و آمران این جنایت را در برابر عدالت قرار دهد.

مریم رجوی در فراخوان خود از جامعه بین‌المللی خواست، عاملان و آمران این جنایت را در برابر عدالت قرار دهد.


روزنامه نشنال (چاپ اسکاتلند) نوشت: 3دهه پس از اعدام بیش از 30000زندانی سیاسی توسط یک ”کمیته مرگ“ در ایران، مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت، جامعه بین‌المللی را فرا می‌خواند تا مسئولان آن اعدامها را که تعدادی از آنها هنوز در حکومت هستند به‌خاطر جنایت علیه بشریت تحت تعقیب قانونی قرار دهد.

این روزنامه افزود: در یک فایل صوتی که اخیراً منتشر شده، منتظری (جانشین وقت خمینی) اعدام نوجوانان، زنان باردار و کسانی را که تنها جرمشان خواندن روزنامه سازمان مجاهدین خلق ایران بود، مورد انتقاد قرار می‌دهد. اعضای کمیته مرگ هنوز در پستهای ارشد دولت حسن روحانی بر سر کار هستند.

مریم رجوی در فراخوان خود از جامعه بین‌المللی خواست، عاملان و آمران این جنایت را در برابر عدالت قرار دهد.
خبرهاي ما را دركانال نداي آزادي دنبال كنيد 
https://telegram.me/NedayeAzadii
@NedayeAzadii

آخوند پورمحمدی: بعد از قتل‌عام ۶۷ یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ام

آخوند پورمحمدی: بعد از قتل‌عام ۶۷ یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ام


خبرگزاری سپاه پاسداران با درج حرفهای آخوند خون آشام پورمحمدی وزیر داد
خبرگزاری سپاه پاسداران با درج حرفهای آخوند خون آشام پورمحمدی وزیر دادگستری رژیم در کابینه روحانی می‌نویسد:
وزیر دادگستری گفت: در حال حاضر بیشترین حملات و تهاجم‌ها به سمت من است و نمی‌خواهند دست بردارند اما من در این زمینه آرام هستم چون طبق قانون و شرع اسلام عمل کرده‌ام.

مصطفی پورمحمدی عصر روز یکشنبه 8شهریورماه، در جلسه شورای قضایی استان لرستان که در خرم‌آباد با حضور استاندار و جمعی از مدیران برگزار شد با اشاره به این‌که سروصداها ماندگار نیستند، اظهار داشت: عزت و ذلت به دست کسانی نیست که جوسازی می‌کنند.

وزیر دادگستری در ادامه یادآور شد: هر کجا که از مرز عدالت و شرع فاصله بگیریم فشار روانی خواهیم داشت و اگر کسی پرسش کند ما نمی‌توانیم پاسخی دهیم.
وی افزود: در حال حاضر بیشترین حملات و تهاجم‌ها به سمت من است و نمی‌خواهند دست بردارند اما من در این زمینه آرام هستم و در طول تمام این سالها یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ام زیرا طبق قانون و شرع اسلام عمل کرده‌ام.
افکار عمومی برای ما مهم است اما قاضی نباید تحت تأثیر این فضا باشد.
خبرهاي ما را دركانال نداي آزادي دنبال كنيد 
https://telegram.me/NedayeAzadii

@NedayeAzadii

۱۳۹۵ شهریور ۶, شنبه

اعتراف مهدی خزعلی در رابطه با جنایت کشتار سه کشیش مسیحی توسط اطلاعات رژیم آخوندی

اعتراف مهدی خزعلی در رابطه با جنایت کشتار سه کشیش مسیحی توسط اطلاعات رژیم آخوندی



مهدی خزعلی پسر آخوند خزعلی که سالها در رژیم آخوندی دارای مسئولیتهای مختلف بوده است، در مصاحبه‌یی که روز 5شهریور حول قتل‌عام سال 67 در اینترنت گذاشته شد، به شکل تکان‌دهنده‌یی اعتراف کرد که ماجرای قتل فجیع کشیشان مسیحی توسط وزارت اطلاعات رژیم طراحی و اجرا شده است. او می‌گوید:
«ببینید یکی از این باندهای وحشتناکی که وجود داره، سه تا دخترند که طعمه می‌شوند توسط مقامهای امنیتی، برای این‌که ببینند دوتا کشیش مسیحی آیا تبشیر می‌کنند، آیا تبلیغ مسیحیت می‌کنند یا نه. اینها فکر می‌کردند در همین حد است که بروند و بگویند ما می‌خواهیم به کیش مسیحیت بیاییم و شما ما را تبشیر کنید. خوب به داخل خانه این دو کشیش می‌روند، و بعد با مابقی قضیه، مواجه می‌شوند با این‌که برابر دیده چشم این سه دختر، آن کشیش‌ها کشته می‌شوند، قطعه قطعه می‌شوند و داخل یخچال می‌روند. بعد از آن از اینها می‌خواهند مصاحبه کنند که ما از طرف سازمان مجاهدین خلق مأموریت داشتیم این کشیش‌ها را بکشیم. خوب ناچار می‌شوند برای آزادیشون این مصاحبه را هم بکنند، و بهشون قول می‌دهند (اگر) این مصاحبه را بکنید آزاد می‌شوید. بعد از آن دیدند اگر آزاد کنیم می‌روند بیرون میگن آقا اینها همش سناریو بوده، ما را طعمه کردند، ما را کشاندند توی خانه و کشتند. حکم اعدام این سه تا طعمه‌یی که خودشون امنیت داده بودند را می‌دهند و بنا میشه اینها را اعدام بکنند ».

۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

آب در ایران گران شد

                                 آب در ایران گران شد


 

  
مجلس ایران در ادامه بررسی اصلاحیه بودجه سال ۱۳۹۵ دولت، قیمت هر مترمکعب آب شرب را ۱۵ تومان گران کرد.
بر اساس مصوبه مجلس در روز چهارشنبه ۳ شهریور وزارت نیرو از طریق شرکت‌های آبفای شهری سراسر کشور مکلف است تا افزون بر دریافت نرخ آب‌بهای ‌شهری، به ازای هر مترمکعب فروش آب آشامیدنی مبلغ ۱۵۰ ریال از مشترکان آب دریافت و به خزانه‌داری کل کشور واریز کند.

همچنین مقرر شد که ۱۰۰ درصد وجوه دریافتی تا سقف ۷۰۰ میلیارد ریال از محل حساب مذکور جهت آبرسانی شرب روستایی و عشایری اختصاص یابد.

اسفندماه سال پیش حمیدرضا جانباز، مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب کشور گفته بود که «برنامه‌ای برای افزایش قیمت آب در سال ۹۵ نداریم». او همزمان ارزان بودن قیمت آب در ایران را یکی از چالش‌های اصلی این حوزه دانسته بود.

به رغم این‌که دولت برنامه‌ای برای افزایش قیمت آب نداشت، در نخستین ماه سال مشخص شد که تعرفه آب کشاورزی افزایش می‌یابد و دولت هم «طرح تازه‌ای برای قیمت‌گذاری آب دارد».

در تابستان سال گذشته رحیم میدانی، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا از افزایش تعرفه‌های مصرفی برای مشترکان پرمصرف آب خبر داده و گفته بود در هر پنج مترمکعب اضافه مصرف از مصارف بالای۴۰ مترمکعب، شیب پلکانی محاسبه مصرفی زیاد می‌شود.
ایران بیش از ۱۵ سال است که با خشکسالی مستمر مواجه است. افزون بر این خشکسالی، برداشت‌های بی‌رویه آب از منابع زیرزمینی و توسعه فزاینده کشاورزی سبب کاهش سطح آب‌های زیرزمینی و بحران آب شده است.

به كانال نداي آزادي بپيونديد
https://telegram.me/NedayeAzadii
@NedayeAazdiiد


دلنوشته های شعله پاکروانادامه سفر به خانه دایه سلطنه مادر فرزاد کمانگر

دلنوشته های شعله پاکروانادامه سفر به خانه دایه سلطنه مادر فرزاد کمانگر


نزدیک غروب بود که به خانه دایه سلطنه رفتیم . کردها به مادر دایه میگویند . من نیز به مادربزرگم که ریحانه در کنارش خفته ، دایه میگفتم . زنی که بیش از فرزندانش ، من به او شباهت دارم . خلق و خویم دیگران را به یاد دایه میاندازد .
دایه سلطنه زنی که راست میایستد . بدون کوچکترین خمیدگی . با اینکه دلش خون است اما هیچکس نمیتواند او را به زانو دراورد . او سلطان احساسات خویش است . از او در باره نداشتن گوری برای تخلیه ی اندوهش پرسیدم . جوابش حیرت انگیز بود . راهی برای هزاران نفر که سنگی بر گوری ندارند . هزاران بی نام و نشان که یا در میدان جنگ هشت ساله با عراق مفقود شدند یا در میدان اعدام . برای هزاران زن که در آتش فقدان عزیزانشان میسوزند . دایه با دستش روی سینه اش زد و گفت قبر فرزاد من اینجاست . فرزاد توی دل میلیونها ایرانی است .
راست میگفت . وقتی کسی را توی قلبت حمل میکنی هیچکس نمیتواند از تو بگیردش . تا ابد در رگهایت جاری میشود . گاهی ممکن است تو را احضار کنند و بگویند فلان کار را بکن یا نکن تا نشانی قبر عزیزت را بتو بدهیم . تو پاسخ میدهی من نیازی به یک گودال ندارم که تو نشانم بدهی یا ندهی . عزیز من توی تنم جاری ست . همین باعث میشود به هزار چون خود پیوند بخورم . از پیش از خاوران تا کنون . این همان بند ناف نامرئی ست که از آن زنجیره ای ساخته میشود به طول سراسر ایران . از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب . از تاثیر اعدام فرزادش گفت . از زنجیره ی انسانی از خانه اش در کامیاران تا مدرسه ای که فرزاد معلم آن بود . از کوچ اجباری ش به سنندج . از خوابهای شیرین و لبریز از رویای فرزاد .
فرزاد ، معلمی که کمان دانش را به دست گرفته و تیر آگاهی و سواد را برای مبارزه اش انتخاب کرده بود . کمانگری که هنوز نامش با آموزش به کودکان کرد عجین است . برای دایه گفتم که چند روز پس از اعدام فرزاد و همراهانش ، ریحان چیزی را که از ماموران شنیده بود برایم گفت . شیرین علم هولی در بند نسوان اوین بود . وقتی از میدان اعدام بازنگشت ، ریحان شروع به پرس و جو کرد . ماموری برایش گفته بودکه هنگام اعدام، فرزاد شروع به بحث در باره ی شرایط پرونده شان میکند . سروصداها بالا میرود.شیرین فریاد میزند ساکت باشید . رو به همراهانش میکند و میگوید این اعدام انجام میشود . پس جر و بحث نکنید و با ارامش روی سکو بروید . سرود میخوانند و طناب به گردن میگیرند . مامور به ریحان گفته بود اول زیر پای شیرین خالی شد . وقتی ریحان گفته ها و پیگیری هایش را برایم میگفت نمیدانستم نداشتن سنگ قبر چه اهمیتی دارد . به حرفهایش در باره ی پیگیری هایی که میکرد تا نشانی از محل دفن بداند توجهی نمیکردم . اما نشانه هایی از بهشت زهرا را به او داده بودند .
خوشحال بودم که دایه سلطنه قوی تر از آن است که با ندانستن نشان فرزادش به زانو دراید . او نیز چون مادرانی که عزیزانشان اعدام شده و بی نام و نشان در جایی از ایران دفن شده اند ایستاده بود . روی پاهایی که مثل کوه بود . خودش کوه بود . پیر مثل زاگرس . کوهی که عاشقانه های شیرینی در دل دارد . بی اغراق میگویم که از او نیرو گرفتم . دایه ها کوههای پشتیبان جوانترها هستند . وقتی از خانه اش بیرون آمدم احساس کردم فرزاد و شیرین و فرهاد و همه ی اعدامیان بی نام و نشان و حتی مفقودین جنگ در قلب من نیز جایی دارند . مدفون در اعماق قلبم . تنشان در گوشه ای از این سرزمین خاک شده اما جانشان با وجودم عجین شده است .
به خانه ی شهرام بازگشتیم . با خانواده های دیگری قرار داشتیم که به دیدارشان برویم . اما گویا نگرانی شان بیشتر از آن بود که تصورش را میکردند . شنو آمد و خبر داد که خانواده ها عذرخواهی کرده اند . آنان نگران پسران باقیمانده شان بودند . زنان محافظان زندگی هستند . من و شهناز درک میکردیم . تصمیم گرفتیم سنندج را ترک کنیم . از خانواده احمدی خداحافظی کرده و باز به جاده زدیم . در راه به این فکر میکردیم که کجای دنیا ، اینکه کسی بخواهد به دیدارت بیاید تا در غم از دست دادن جوانت شریک شود ، ترس آور است ؟ اما پاسخمان آشنا بود . ترس در جان ایران رخنه کرده . از بس زخم بر تن دارد . از بس داغ لاله هایش بر تنش نشسته .

جاده میپیچید . مثل رگ در تن . هوا تاریک شده بود که به کرمانشاه رسیدیم . اقوام فریدون میزبانمان شدند . به طاق بستان رفتیم و تا دیروقت شاهد مردمی بودیم که بی خبر از دردی به نام اعدام ؛ بی آنکه بدانند این دیو چقدر به خانه هایشان نزدیک است در رفت و آمد بودند . چراغهای روشن ، زیبایی شهری بزرگ و تاریخی را در شب ، صدچندان کرده بود . پل های بزرگی که برای مونو ریل زده بودند مثل هزار پایی غول آسا در اصلی ترین خیابانهای کرمانشاه میدوید . شب برایم بی پایان بود . در ایوان خانه نشستم و با دوستی صحبت کردم . ساعتها . سپیده زد که خوابم برد . ظهر به دیدار خانواده ی دو جانباخته ی ۸۸ رفتیم . کیانوش آسا و
صانع ژاله . ساعاتی گفتگو اندوه سالها قبل را در وجود شهناز زنده کرد . شهناز زنی که به دیدار بازماندگان کشته گان دشت بلا میرفت . با کوششی ستودنی . اکنون نیز در کنار یکدیگریم برای دیدار با بازماندگان اعدام . زنی که دوستش دارم . دوستی که مرگ عزیزانمان باعث آشناییمان شد . میگویم : شهناز !کاش در شرایط دیگری با هم آشنا میشدیم . کاش شادی و سرور باعث دوستی مان میشد .
ناگفته هایش را از چشمها و لبخند همیشگی ش میخوانم که میگوید فرزندان جانباخته این مرز و بوم ، هر کدام شاهراهی به سوی آزادی و آبادی اند . و ما ، بازماندگان ، ادامه ی آن شاهراهیم .
عصر از کرمانشاه خارج شدیم و به سوی تهران بازگشتیم . بین راه از همدیگر عکس انداختیم . عکسهایی بعنوان یادگار از این سفر فشرده اما پربار . هر کدام در دل چیزی برای گفتن داشتیم که عکسها نماد آن گفته ها ست . شهناز از مصطفایش که چشمهایش آسمان را در خود جای میدهد .
و من که چشم در چشم دیو اعدام ایستاده ام . بی آشتی . زخم اعدام ریحانم هنوز تازه است . با هر اعدام تازه تر میشود .
تهران . مرکز سرزمینی که مقام اول در عمل نفرت انگیز اعدام را دارد به نسبت جمعیتش . تهران . شهری که همیشه در تب و تاب است . تب و تابی دوگانه . یا چنان بی خیال است نسبت به سرنوشت مردان سرزمینش و یا تا پای کهریزک میرود . تهران . شهری آشنا . شهری پر از داغ و درد و خاطره . تهران پیش رویمان بود . سپیده زده بود که در خانه بودیم . آنقدر خسته بودم که بیهوش شدم . وقتی بیدار شدم دانستم فردا خانواده شهرام راهی تهرانند برای ساماندهی به مزارش . برای تجدید دیدار . برای آغازی با یاد شهرام . برای برخاستن از زمین . برای تمرین زندگی بی شهرام .https://telegram.me/NedayeAzadii
پایان قسمت سوم

۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

نقش خامنه ای و رفسنجانی در قتل عام ۶۷ چه بود ؟

نقش خامنه ای و رفسنجانی در قتل عام ۶۷ چه بود ؟



یادداشت روز سه شنبه ۲شهریور ماه ۹۵:
مقدمه : بعد از افشای نوار صوتی آقای منتظری و روشن شدن نقش خاص خمینی و پسرش احمد خمینی در طراحی واجرا ی این جنایت هولناک ؛ برخی روی نقش خامنه ای و رفسنجانی دچار ابهام هستند که این نوشته به آن میپردازد.
سوال : آیا اساسا خامنه ای نفشی  در قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ داشت ؟
پاسخ :
کسانی که ادعا می‌کنند خامنه‌ای از قتل‌عام سال67 بی‌خبر بوده یا به‌هر شکلی از این جنایت فاصله گرفته، برای دفاع از نظام حاکم وقایع روشن و قطعی را تحریف می‌کنند. رژیم خمینی که موضوع قتل‌عام زندانیان را تا چندماه پوشیده نگه‌داشته بود، از اوایل آذر 1367 با احتیاط بسیار و به‌تدریج برخی خانواده‌ها را از شهادت فرزندان‌شان مطلع کرد. زیر تأثیر انتشار این خبر، در نهم آذر 1367 هنگامی که خامنه‌ای رئیس جمهور وقت رژیم به‌مناسبت روز دانشجو در یک دانشگاه حضور یافته بود، از این بابت مورد سؤال قرار گرفت: «حجت الاسلام والمسلمین خامنه‌ای هفته گذشته در یک جمع گرم و صمیمی دانشجویی به مهمترین و اساسی‌ترین سؤالات مطرح در جمع‌های دانشجوی پاسخ داد… . سؤال شد علت بی‌توجهی جمهوری اسلامی به مسأله حقوق‌بشر و اجازه ندادن به کارشناسان حقوق‌بشر سازمان ملل‌متحد پیرامون تحقیق این مسأله چیست؟ علت اعدام‌های وسیع در ایران در تهران و استانها چیست؟
رئیس جمهور در پاسخ گفت: این لحن سؤال شما لحن بیانات اخیر رادیوهای بیگانه است. اما در عین‌حال سؤال است و پاسخ می‌دهم. ما به مسأله حقوق‌بشر بی‌اعتنا نیستیم… . آن‌ها که برعلیه ما در دنیا راجع به حقوق‌بشر حرف می‌زنند می‌خواهند منافقین و کسانی که قصد براندازی این نظام را دارند در این کشور هرکاری که دلشان می‌خواهند بکنند و نظام کوچکترین عکس‌العملی از خود نشان ندهد. این برخلاف مصالح مردم و نظام است. از اول انقلاب تا کنون سیاه‌ترین فجایع را در مملکت منافقین راه انداخته‌اند، سازمان عفو بین‌الملل، کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل یک کلمه حرف نزدند… … مسأله سیاسی است برادر من!
اما اعدام‌ها! درست همان تعبیری که از رادیوهای بیگانه شنیده می‌شود. خوب رادیو منافقین هم همین را می‌گوید. مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم!؟ ما مثل بسیاری از کشورهای دنیا مجازات اعدام داریم، برای چه کسانی؟ برای کسانی که جرایم آن‌ها مستوجب اعدام است. هر کس این جرایم را مرتکب شود ما اعدامش می‌کنیم. قوم و خویش و بیگانه هم ندارد. آن آدمی که در زندان با منافقین در حمله مسلحانه به داخل مرزهای جمهوری اسلامی و با دشمن بیگانه آن فجایع را در اسلام‌آباد، کرند و آن‌جاها راه انداختند ارتباط دارد، آیا به عقیده‌ی شما باید به او نقل و نبات داد؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه خائنانه مشخص شده، باید چه کارش کنند؟ این از نظر ما محکوم به اعدام است و اعدامش هم می‌کنیم... » . (5)

مقام کلیدی دیگر در بالاترین سطح مدیریت قتل‌عام رفسنجانی است. او به‌رغم همه کوشش‌هایش برای کتمان نقش و مسئولیت خود، در کتاب خاطرات خود شرح کوتاهی از دیدار و گفتگو با یکی از دژخیمان مجری قتل‌عام‌ها درج کرده که اعتراف روشنی به‌ جایگاه او در رهبری این کشتارهاست:
«آقای [علی] شوشتری [معاون قضایی و جانشین] مسئول سازمان زندانها آمد و راجع به زندانیها و مخصوصاً گروهک‌ها و مسائل اخیر آن‌ها در رابطه‌ی با شرارتهای منافقین، اطلاعاتی داد و گفت از حدود پنج هزار زندانی گروهکی، یک سوم بر سر موضع هستند و یک سوم تائب و یک سوم منفصل» . (6)

رفسنجانی در این زمان جانشین فرمانده‌ی کل قواست و همراه با خامنه‌ای و احمد خمینی (در نقش دستیار خمینی) همه امور داخلی و خارجی کشور، از جبهه‌های جنگ تا دولت و مجلس و زندانها را اداره می‌کنند.

مهدی هاشمی که قبلاً به ‌او اشاره شد، در نامه‌یی به آقای منتظری می‌نویسد: «مثلثی که بر کل کشور و حتی مجاری اندیشه حضرت امام تسلط داشته و حکومت می‌کنند و همه رویدادها و حوادث را به‌شدت تعقیب می‌کنند، به آینده و دورنمای رهبری آینده انقلاب مضطربانه چشم دوخته‌اند» .. «این مثلث هرکس را که در برابر معادلات آنان سر تسلیم فرود نیاورد، (می‌زنند) مانند نگارنده مفلوک... » . (7)
خود منتظری نیز در کتاب خاطرات خود توضیح می‌دهد که کشور در دست همین سه‌ نفر اداره می‌شود. (8)
مرور وقایع دهه 1360 درباره جایگاه تعیین کننده سران قوا در اداره روزانه امور کشور تردیدی باقی نمی‌گذارد. در میان این سران‌ ، به‌طور خاص مثلث یاد شده از نقشی محوری برخوردار است و این سه‌نفر را باید بالاترین مقامهای هدایت کننده ماشین قتل‌عام در سال 67 محسوب نمود. به‌تازگی روزنامه حکومتی اعتماد پیرامون همین کشتارها نوشت: «بعدها با دلایلی ضعیف‌تر همین پیشنهاد [اعدام جمعی زندانیان] درباره بخشی از کمونیست‌های داخل زندان هم مطرح شد که امام خمینی تصمیم‌گیری در آن زمینه را به جلسه سران قوا ارجاع دادند و در آن جلسه تقریباً تمام سران قوا و نخست‌وزیر با آن پیشنهاد مخالفت کردند و اقدامی مشابه درباره کمونیست‌های داخل زندان صورت نگرفت» . (9)
کتمان این واقعیت که بسیاری زندانیان مارکسیست و غیرمجاهد نیز در سال 67 مشمول اعدام‌های جمعی شدند، بخش مخدوش گزارش بالاست. اما بخش صحیح آن نقش‌آفرینی جلسه سران قوا در مدیریت قتل‌عام است.
نمونه‌های متنوع و متعدد دیگری از مدارک و شواهد معتبر در این زمینه وجود دارد. اما همه این اسناد با وجود صراحت و قطعیت‌شان، از نظر اهمیت فرع بر فرآیند سیاسی سال‌های 67 و 68 است. این فرآیند، نضج‌گرفتن قدرتی است که پس از عبور از قتل‌عام زندانیان سیاسی و عزل منتظری سربرآورد. در حقیقت، قدرت حاکم پس از خمینی، برساخته ماشین کشتار است. در غیراین صورت خامنه‌ای که در سلسله مراتب آخوندی جایگاه نازلی داشت و از سواد حوزوی چندانی برخوردار نبود، چگونه توانست در مسند ولایت فقیه بنشیند؟ او چه قابلیتی داشت که آیت‌الله‌های حکومتی با جداسازی رهبری رژیم از مرجعیت فقهی و حذف شرط مرجعیت از ولایت فقیه در قانون اساسی، برای صعودش به بالاترین مسند حکومت راه باز کردند؟
مهم‌ترین سرمایه خامنه‌ای و رفسنجانی که سایر باندهای رژیم را هم به ‌اطاعت واداشت، نقش تعیین‌کننده آن‌ها در حفظ رژیم از طریق قتل‌عام زندانیان سیاسی، عزل آقای منتظری و مقابله با ارتش آزادیبخش ملی بود.
آن‌ها قدرتی را شکل دادند که اعتبارش را از ریختن خون نسلی از رشیدترین فرزندان ایران و انهدام بخش عظیمی از سرمایه‌ انسانی و معنوی این کشور به‌دست آورده‌ است. این پشتوانه ـ یک شر عمومی به‌مثابه مصلحت عالیه تمام اجزا و هموندان حکومت کنونی ـ آری سبب حفظ تا کنونی رژیم بوده است؛ اما همچنین مانع ثبات‌یابی سیاسی حقیقی آن است.
این‌که انتشار فایل صوتی یک جلسه برگزار شده در 28سال پیش، مانند یک زلزله سیاسی در این رژیم عمل می‌کند، به‌این معنی است که رژیم ولایت فقیه در برابر پرونده قتل‌عام به‌طرزی چاره‌نشدنی آسیب‌پذیر است. این پرونده نه واقعه‌یی سپری شده و فرونهاده در بایگانی تاریخ است، نه امری تقلیل‌یافته در دایره بسته حقوق‌بشر. بلکه فراتر از آن، امری است در قلمرو مقاومت و آزادی. هر قدمی در این میدان، از جمع‌آوری اطلاعات و جزییات درباره سربداران سال67 تا افشای موقعیت و هویت جلادان، همه اجزای مبارزه‌یی است برای به‌زیر کشیدن ولایت فقیه.

۴۵۰۰زنداني زیر اعدام و تدابير جديد سركوبگرانه در زندان گوهردشت

۴۵۰۰زنداني زیر اعدام و تدابير جديد سركوبگرانه در زندان گوهردشت


هشدار نسبت به اعدامهاي جمعي بيشتر در سالگرد قتل عام زندانيان سياسي
رژيم ضد بشري آخوندي در سالگرد قتل عام ۳۰هزار زنداني سياسي در سال۱۳۶۷ و در شرايطي كه اعتراضات اجتماعي به‌ويژه خانواده هاي اين شهيدان نسبت به اين جنایت هولناک بالا گرفته است، براي جلوگيري از بروز يك انفجار بزرگ اجتماعي تنها راه را در اعدامهاي بيشتر يافته است. 
حضرت پور، يك عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس رژیم در يك اعتراف تكاندهنده گفت: هم‌اکنون چهار هزار و ۵۰۰ اعدامی بلاتکلیف در کشور داریم که باید برای حل مشکل آنها چاره یی اندیشیده شود (رسانه هاي حكومتي- ۳۱مرداد ۱۳۹۵). اين در حاليست كه رژيم آخوندي صرفاً در سه هفته اخیر ۶۶ زنداني را اعدام كرده است. 
از سوي ديگر در روزهاي اخير در يك اقدام مشكوك و نگران كننده دژخيمان ترتيبات سركوبگرانه را در زندان گوهردشت شدت بخشیده اند. علاوه بر افزایش بيسابقه نگهبانان؛ گله های پاسدار در نقاط مختلف و حتی در پشت بام بندها مستقر شده اند. درها را در تمامی بندها در طول شبانه روز بسته و همه روزنه ها و پنجره های سلولها و بندها را با صفحات فولادی هم از داخل سلول و هم از بیرون مسدود کرده اند و از رفتن زندانیان به هواخوری جلوگیری می کنند. در قتل عام ۱۳۶۷ شمار زيادي از زندانيان در زندان گوهردشت حلق آويز شدند. در آن زمان نيز تدابير سركوبگرانه مشابهي بر اين زندان اعمال مي شد. 
مقاومت ایران ضمن هشدار نسبت به اهداف شوم رژيم آخوندي در زندان گوهردشت، شوراي حقوق بشر، كميسر عالي حقوق بشر و گزارشگران ذيربط ملل متحد و همچنين شوراي امنيت ملل متحد و كشورهاي عضو، اتحاديه اروپا و عموم مراجع بین المللی حقوق بشر را به اقدام فوري براي متوقف كردن اعدامهاي جمعي در ايران فرا مي خواند و بر ضرورت ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ايران به‌ويژه قتل عام زندانيان سياسي در سال۱۳۶۷ به شوراي امنيت ملل متحد و قرارگرفتن مسئولان جنايت عليه بشريت در مقابل عدالت تأكيد مي كند. سکوت و بي عملي جامعه جهاني در مقابل اين قتل عام، فاشيسم ديني حاكم بر ايران را به ادامه اعدامهاي جمعي زندانيان سياسي ترغيب كرده است.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
دو شهریور 1395