۱۳۹۵ آذر ۳, چهارشنبه

دانشجويان‌ مجاهد و مبارز! جوانان آگاه و آزاده ايران !


دانشجويان‌ مجاهد و مبارز!
جوانان آگاه و آزاده ايران !


با درود به سه اخگر شعله ور ۱۶آذر ۱۳۳۲شريعت رضوي، قندچي و بزرگ نيا، و همه شهيدان دانشجو در نبرد رهاييبخش با ديکتاتوري‌هاي شاه و شيخ، به استقبال روز دانشجو مي رويم. اين درشرايطي است که ملت خيانت شده ما به خيزش فرزندان آگاه و فداکارش در دانشگاهها عليه استبداد ديني چشم دوخته و ايران سراسر فرياد دادخواهي و نبرد براي رهايي است:
از اجتماع مردم در آرامگاه کوروش کبيردر پاسارگاد تا زنجيرهاي انساني حمايت و حفاظت از کارون و زاينده رود؛
از تجمعات دلسوختگان درياچه اروميه و خشم وخروش فرزندان ستار خان در تبريز و سراسر آذربايجان؛
از حرکت اعتراضي لرهاي غيور بختياري تا دادخواهي مادران داغدار جوانان اعدام شده اهل سنت؛
از تظاهرات مادران و زنان شجاع ميهن عليه تبعيض و تحميلات ارتجاعي تا اعتراضات خستگي ناپذير معلمان و فرهنگيان و کارگران و زحمتکشان و مقاومت زندانيان سياسي.
زمان، زمان برخاستن است.دانشگاه و دانشجو مي تواند و بايد به پاخيزد و نقش پيشگام خود را در ارتقاء مبارزاتي و سياسي اعتراضات اجتماعي برعهده بگيرد.
اين، پيام روز دانشجو و پيام خون شهيدان مجاهد و مبارز جنبش دانشجويي است؛ به ويژه در شرايطي که تعادل خلافت خامنهاي بيش از هميشه برهم ريخته است.
آثار زهر اتمي وضربات افشاگرانه مقاومت ايران بر بساط بمبسازي، بعداز انتخابات آمريکا با شدتي مضاعف دربحران دروني حاکميت بارز ميشود و برجام به بن بست رسيده را حتي اعضاي تيم روحاني، بدتر از ترکمن چاي مي دانند.
هزينه هاي کلان خامنه اي براي حفاظت از ديکتاتورخون آشام سوريه، دردرون نظام هم به زير سئوال مي رود و حتي پاسداران نظام از خود مي پرسند چرا بايد با مردم سوريه بجنگيم؟! چرا بايد درکشتار فلسطينيها در يرموک دمشق شرکت کنيم؟!
برملاشدن پرونده هاي دزدي و فساد دربار خامنه اي، جامعه بهت زده را تکان مي دهد و هراس از فوران خشم غارت شدگان و  مردم به ستوه آمده از چپاولهاي بي حد وحساب، مجلس ارتجاع را مي لرزاند.
در بحبوحه اعتراضات دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف عليه گماشتگان حکومتي، همزمان با آغاز سال تحصيلي و پيروزي مقاومت ايران در انتقال امن و سلامت مجاهدان اشرفي، فقط انتشار يك تصوير از مريم رجوي در نشريه فارغ التحصيلان اين دانشگاه، نظام سست بنيادآخوندي، از مجلس و دولت تا ارگانهاي امنيتي و كارگزاران دانشگاهي را سراسيمه مي کند
دانشجويان‌ ايران!
جوانان اشرف نشان!
درحالي که مجاهدان پيشتاز اشرفي و شوراي ملي مقاومت ايران بعنوان يگانه جايگزين دموكراتيك درآستانه دوران جديدي از اعتلا و تهاجم انقلابي قرار گرفته اند،حلقه هاي انزوا و طرد بين المللي ومنطقه يي و بحرانهاي بي علاج اقتصادي و اجتماعي، برگلوي خلافت فاسد و ارتجاعي تنگتر مي شود.
ستاد اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران، عموم دانشجويان، دانش‌آموزان و جوانان اشرف‌نشان را به برپايي هفته اعتراض و خيزش با شعارهاي «پيام دادخواهي، نبرد تارهايي»،«مرگ بر ديکتاتور»، «مرگ بر اصل ولايت‌ فقيه، زنده باد ارتش آزادي» فرامي‌خواند.
-براي درهم ريختن بساط اشغال دانشگاهها توسط چماقداران بسيجي و لباس‌شخصي هاي خامنه اي و براي اخراج و انحلال نمايندگيهاي ولي فقيه و باندهاي بسيجي در دانشگاهها، عزم جزم کنيد!
-از مبارزه شجاعانه مادران شهيدان و مقاومت دليرانه زندانيان سياسي حمايت کنيد و شعار «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»را به شعار اعتراضات اجتماعي تبديل کنيد!
-در حمايت از خانوده هاي داغدار اعدام شدگان و براي برهم زدن بساط جنايتكارانه اعدام و برپا کردن چوبه هاي دار و ارعاب در ملاء عام، بپاخيزيد!
-در همبستگي با اعتراضات فرهنگيان و معلمان،کارگران و پرستاران و جنبش‌هاي اعتراضي همه مليتها و پيروان مذاهب مختلف، فرياد«اتحاد، مبارزه، پيروزي» را طنين افکن کنيد و جام زهر حقوق بشر را به حلقوم استبداد خون آشام مذهبي بريزيد!
-تيمها، دسته‌ها و يکانهاي ارتش آزادي را به قدر توان، در هر زمان، هر مکان و در هر فرصت براي كارزار سرنگوني آماده کنيد!
قيام و نبرد رهاييبخش تا سرنگوني فاشيسم مذهبي بهپيش مي‌تازد.
نصر من الله و فتح قريب - مرگ بر اين رژيم مردم فريب
سلام بر خلق ـ سلام بر آزادي ـ درود بر رجوي
ستاد اجتماعي مجاهدين در داخل کشور
آذر ۱۳۹۵

@NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي

۱۳۹۵ آبان ۲۳, یکشنبه

راهپیمایی در حمایت از اسماعیل عبدی در مشهد


راهپیمایی در حمایت از اسماعیل عبدی در مشهد     

                           

جمعی از معلمین مشهد با انجام پیاده روی جمعی و در دست گرفتن پلاکاردهایی در حمایت از معلم زندانی سیاسی اسماعیل عبدی و بهشتی لنگرودی به حمایت از آنها پرداختند.
در دست حامیان این دو زندانی سیاسی پلاکاردهایی دیده می‌شود که روی آنها نوشته شده است:
ما همه عبدی هستیم. ما یار بهشتی هستیم.
@NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي

۱۳۹۵ آبان ۱۲, چهارشنبه

تقدير از مادر ستار در سالگرد شهادت فرزند دلاورش ـ 13 آبان

تقدير از مادر ستار در سالگرد شهادت فرزند دلاورش ـ 13 آبان











از روز 13 آبان 1391 كه سالروز شهادت ستار بهشتي است؛ گوهر، مادر ستار دركنار ساير مادران اجازه ندادند كه اين خون آرام بگيرد؛ گوهر بعد از شهادت فرزندش عهد كرد كه آرام ننشيند و الحق كه دمي نياسود و لحظه اي از تلاش براي افشاي قاتلان فرزندش و افشاي اين حكومت جهل و جنايت كوتاهي نكرد.
در اين سالها، گوهر ساکت ننشست و در تاریکی و سرماي  زمستان اين ميهن،  شعله اي بود كه به سايرين، نور و حرارت می‌بخشيد. گوهر كسي بود كه هيبت وزارت اطلاعات را به زير كشيد تا آنجا كه وزارت اطلاعات عاجزانه درخواست كرد؛ بیا و 700 میلیون بگیر و بگو ستار در تصادف کشته شده است! ولي مادر ضمن افشای همين پیشنهاد بزدلانه وزارت بدنام، فريادش را بلند و بلند تر كرد و نشان داد كه وقتي مي ايستي؛ وقتي مقاومت مي كني، اين دشمن است كه عقب مي كشد.
خون ستار در قلب و ضمير هزاران جوان جاري شد و از آن خون هزاران گوهر درخشيد و نخستین گوهری که در این تاریکی درخشید و گل داد؛ مادرش «گوهر» عشقی بود؛ گوهری که از همان شعله و همان عشق رویید و زبان هزار ستار شد. مادرستار بعد از شهادت ستار نوشت: «زمانه‌ی عجیبی است! پول نفت و مالیات مردم را خرج خرید شلاق می‌کنند تا فرزندان این سرزمین را به جرم شادمانی حد زنند! دکتر معالج فرزندم را که در زندان آثار شکنجه را تأیید کرده بود، به جرم صداقت و داشتن شرافت محکوم می‌کنند ... بی شرافتان هم پیاله خویش را که میلیارد میلیارد دزدی می‌کنند، نه تنها محکوم نمی‌کنند، بلکه سکوتی عمیق حاکم می‌کنند تا نکند کثافت کاریهایشان برملا شود .... كارگران شریف و زحمتکش را به جرم طلب حق خود شلاق می‌زنند، تا درس عبرتی باشد برای دیگر حق جویان، اما زهی خیال باطل. بر دستان کارگران بوسه باید زد نه شلاق بر تن رنجورشان»

مادر ادامه مي دهد؛ «من گوهر عشقی، سکوت شکنجه را در هم می‌شکنم! زندگی را به مردم باز گردانید. حاکمی که فکر می‌کند با ایجاد رعب و وحشت می‌تواند مردم را ساکت و دین خدا را گسترش دهد نه دین دارد و نه عدالت برای ادامه حاکمیت. فرزندان این سر زمینِ گرفتار شده به بلای جهالت حاکمان، حق زیستن دارند و هیچ‌کس یارای گرفتن این حق طبیعی را ندارد... به‌عنوان یک مادر می‌گویم بی‌شک مادران شما از زایشتان شرمسارند و نفرین ابدی بر شما خواهند کرد. دین خدا را دستمایه فروتنی کنید نه فرومایگی. و اما فقهای دین شرمتان باد از سکوت ننگین امروزتان. نفرین خدا بر خود فروختگان و ترس زدگان از دیکتاتوری!»   @NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي

۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه

روز 13 آبان سالروز شهادت ستار بهشتي زير شكنجه ي پليس فتا است

روز 13 آبان سالروز شهادت ستار بهشتي زير شكنجه ي پليس فتا است




 اين شهيد بزرگوار با خون خود تاثيرات زيادي در جنبش سرنگوني رژيم آخوندي به جاگذاشت؛ اگر چه كه اين خون بسيار جوشان بود ولي الحق كه مادر و خواهرستار دركنار ديگر مادران شهيدان و تلاش ساير ايرانيان آزاده؛ اجازه ندادند كه اين خون آرام بگيرد.
ستار از زبان خودش
چرا شهادت ستار چنين تاثيراتي داشت؟ بهتر است كه پاسخ را از ميان نوشته ها وحرفهاي خود ستار بشنويم:
•  ستار در آخرین پستی که در  پاسخ به تهدید وزارت اطلاعات، روی وبلاگش گذاشت؛ نوشت:«بنده و امثال من وطن‌فروش نیستیم، عاشق ملت خود هستیم، شما هستید که بیگانه‌پرست و وطن‌فروش هستید» / ستار گفت؛ پاسخ اين نظام تنها سرنگوني است و ادامه داد؛ «شما اگر از اطلاع‌رسانی هراس دارید؟ یا از حکومت کناره‌گیری کنید و یا ظلم نکنید. شما بازداشت نکنید، شکنجه ندهید، سلاخی نکنید تا اطلاع‌رسانی هم نشود»
•  ستار در مسير مبارزه آزاديخواهانه اش؛ پرچم بيا بياي خود را برافراشت و به دشمن گفت؛ «هر کسی که صدای مخالفت بلند کند، قصد ساکت کردن آن را دارید، حتی اگر این ابراز مخالفت در گوشه خلوت خانوادگی افراد باشد. پس ما را از تهدیدات خود نترسانید چون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق و شکنجه شدن، ما را از اطلاع‌رسانی کردن باز نمی‌دارد. اگر شعار شما این است که ما بازداشت می‌کنیم، شکنجه می‌دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع‌رسانی نکنید! شعار ما هم این است. پابه میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می‌یابیم یا قفس ظلم شما را درهم می‌شکنیم»
•  همچنين  ستار رو به هر ايراني آزاده اي نيز نوشت و تعهدات آنها را نيز مشخص كرد و گفت: ‌«هرکس در اطلاع‌رسانی دریغ کند چاهی برای خود کنده است»
•  ستار در آخرين وبلاگش نوشت؛ كه در مسيري كه انتخاب كرده است؛ سر باز ايستادن  ندارد و اينكه دست از «طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید».
•  ... و ستار، كسي بود كه وقتي بازجويانش با تمام قدرت تازیانه را بر پیکرش فرود می‌آوردند؛ بر مرگ خنديد و هيبت شلاق و شكنجه و بازجويانش را به سخره ‌گرفت
و بدينسان وقتي وزارت اطلاعات  برایش نوشته بود که خفه‌ات می‌کنیم و دهانت را می‌بندیم؛ در شبهاي تاريك اين ميهن چون تندر ايستاد؛ خانه ميهن را روشن كرد و رفت و بعدها وزارت اطلاعات در جمعبندی این شکست گفته بود؛ «او فرد ناشناخته‌ای بود و چند نفر بیشتر وبلاگش را نمی‌خواندند، اما حالا میلیونها نفر با او و وبلاگش آشنا شدند»
بي شك ستار با مقاومتش تکثیر و در خون هزاران زن و مرد ايراني جاري شد؛  دو هفته بعد از شهادتش _ مجاهد قهرمان؛ غلامرضا خسروی كه خود در همان زندان به شهادت رسيد؛ درباره ستار نوشت: «جوان غیور، ستار قهرمان جان بداد، او را کوفته و زخمی و مضطرب تحویل بند ۳۵۰ اوین دادند می‌گفت... خیلی شکنجه شدم، آویزانم کردند، به‌سر و شکمم می‌کوبیدند، فحش و توهین و ضرب و شتم بود که می‌بارید، بدنم درد می‌کند، باز هم فردا به پلیس فتا می‌برندم، بگویید چه کار کنم که زیر شکنجه طاقت بیاورم، به مادرم گفته‌ام که اگر من شهید شدم، غصه‌دار نباشد و افتخارکند» و بعد از شهادت ستار نه تنها مادرش بلكه هزاران هزار مادر ديگر به چنين فرزنداني افتخار كردند.

تجمع اعتراضی نمایندگان جامعه آزمایشگاههای بالینی سراسر کشور در تهران

تجمع اعتراضی نمایندگان جامعه آزمایشگاههای بالینی سراسر کشور در تهران




صبح امروز دوشنبه 10 آبان نمایندگان جامعه آزمایشگاهیان بالینی ایران در مقابل وزارت بهداشت رژیم در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواهان مطالبات خود شدند. جامعه آزمایشگاهیان ایران از سراسر استانها و شهرهای ایران از جمله اصفهان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و قزوین و همچنین از بیمارستانهای مختلف در تهران در این تجمع حضور دارند.
 مطالبات تجمع‌کنندگان از جمله عبارتند از
مطالبات هشتگانه جامعه آزمایشگاهیان ایران:
یکم. ابلاغ قانون مشاغل سخت و زیان آور درجه سه
دوم. ابلاغ مصوبه ارتقای بهره‌وری
سوم. تشکیل نظام جامع آزمایشگاهی کشور
چهارم. اجرای طرح رتبه‌بندی شغلی
پنجم. احیای دکتری حرفه‌یی علوم آزمایشگاهی
ششم. اصلاح و اجرای طرح پرداخت بر مبنای عملکرد
هفتم. بازتعریف و بازنگری ساختاری آزمایشگاه
هشتم. ثبت سی‌ام فروردین در تقویم رسمی کشور به نام «روز آزمایشگاهیان

این تجمع اعتراضی در حال حاضر به بیش از 500 نفر رسیده است و مستمر در حال افزایش است.

@NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي

۱۳۹۵ آبان ۱, شنبه

برای هم بغضم. شعله‌ی پاکروان – شهین مهین فر

برای هم بغضم. شعله‌ی پاکروان – شهین مهین فر


فاجعه است در وطن خود غریب باشی
و ما غریبیم.
حرفهای‌مان را نمی‌فهمند. وقتی فریاد می‌کشیم درد داریم

اشکهای‌مان را نمی‌بینند. وقتی در چشمه‌ی چشمهایمان
طغیان می‌کنند و سیلاب می‌شوند
ضجه‌های‌مان را نمی‌شنوند. گوشهایشان را گرفته‌اند
انسان. درد انسان را می‌فهمد. اما آنها همه را آزار می‌دهند.

ما غریبیم. ما غریبانه غریبیم.
شعله‌ی نازنینم امروز بر مزار گل پرپر شده‌ات. ریحانه

به سوگ نشستی تا بگویی
هر روز که می‌گذرد. دلتنگی ات بیشتر می‌شود
و چه زیبا مکنونات دلت را فریاد کشیدی.
اما هزاران افسوس. آن که باید بشنود. نمی‌شنود
ما در وطن خود غریبیم
ای وای. ای داد از بیداد.

@NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي

معنی استعفا یا برکناری ۳وزیر کابینه روحانی

معنی استعفا یا برکناری ۳وزیر کابینه روحانی



پس از چند روز کش و قوس و تأیید و تکذیبهای پیاپی، سرانجام استعفا یا برکناری سه وزیر ارشاد و آموزش و پرورش و ورزش کابینه حسن روحانی قطعی شد و توسط محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت روحانی (1) نیز اعلام شد. البته نوبخت همه تردستی خود در کلاشی و پشت هم‌اندازی را به‌کار گرفت که به‌رغم بیش از 40دقیقه چانه زدن، هیچ حرف مشخص و روشنی درباره علل این استعفاها بیان نکند. به‌نوشته روزنامه حکومتی وطن امروز (29مهر) «این برای نخستین‌بار است که یک دولت «خبر رسمی» تغییر 3 وزیر کابینه را اعلام نمی‌کند و خبر رسمی تغییر در این وزارتخانه‌ها را با خبر انتصاب سرپرستها اعلام می‌کند». با این همه از خلال به نعل و به میخ زدنهای نوبخت و همچنین از علائم و مواردی که از گوشه کنار رژیم درز کرده، وجوهی از واقعیت را می‌توان مشاهده کرد و با کنار هم گذاشتن آنها به تصویری نزدیک به واقعیت دست یافت. مجموع این داده‌ها حاکی از آن است که این ترمیم کابینه به روحانی تحمیل شده است؛ چرا که او طی 3سال و نیم گذشته، به‌رغم فشارهای باند مقابل، ترکیب کابینه خود را ثابت نگه‌داشته بود، زیرا می‌دانست هر گونه عقب‌نشینی در برابر فشارهای باند مقابل، انگیزه رقیب را برای وارد آوردن فشارهای بیشتر، افزایش می‌دهد و عقب‌نشینی‌های بیشتری را در پی دارد. کمااین‌که اکنون که در انتهای دوره خود مجبور به عقب‌نشینی شده شاهد ابراز نارضایتی رفسنجانی و بخشی از باند روحانی در قبال این ترمیم هستیم (2).

سایت تابناک متعلق به پاسدار رضایی این اقدام روحانی را «پاسخ به مطالبات» خامنه‌ای در «حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی» توصیف کرده است.

اما واقعیت این است که تمام این فشارها از ناحیه باند رقیب نبوده، بلکه نارضایتی‌های عمیق اجتماعی و فضای انفجاری جامعه نیز عامل مؤثری است که روحانی را بر آن داشت تا این سه وزیر را «بز بلاگردان» دولت خود کند (3). عارف سردسته جریان موسوم به اصلاح‌طلب در مجلس ارتجاع این تغییرات را ناشی از مطالبات مردمی دانسته و به این ترتیب به نارضایتی عمومی از روحانی اذعان نموده است (4).

رسانه‌های باند رفسنجانی روحانی به‌وضوح به این واقعیت اذعان می‌کنند، از جمله روزنامه حکومتی ابتکار 29مهر نوشت: «نباید فراموش کرد که این تغییر در راستای جلب رضایت 3قشر پرتعداد جامعه انجام شده است».

در باند ولی‌فقیه نیز کیهان خامنه‌ای این استعفاها را حرکت نمایشی برای پوشاندن شکست روحانی در زمینه معیشت و اقتصاد و اجرایی نشدن برجام توصیف کرده و روزنامه جوان ارگان بسیج (29مهر) نیز می‌نویسد «برکناری وزیر آموزش و پرورش… در ایام نزدیک به انتخابات معنایی جز تلاش برای به دست آوردن مقطعی دل 16میلیون ایرانی ـ خانواده‌های دانش‌آموزان و معلمان ـ و خریدن رأی ندارد».

برخی عناصر باند خامنه‌ای مانند رضا سراج یک گام جلوتر رفته و این اقدام را مانوری انتخاباتی برای سپردن این وزارتخانه‌ها به باند موسوم به اصلاح‌طلب توصیف کرده‌اند تا در انتخابات96 حمایت آنها را به دست بیاورد. (5) 

به هر حال، داده‌های موجود، بیانگر دو واقعیت است:
نخست، ضعف روحانی در مرحله پسابرجام؛ فارغ از این‌که این عقب‌نشینی و دادن امتیاز به باند مقابل است، یا باند متحد، یا به مردم و اقشار ناراضی! 

دوم، فارغ از این‌که این استعفاها جنبه اعتراضی دارد یا با خواست روحانی انجام شده باشد، عامل تعیین کننده، فضای اعتراضی و خشم انفجاری اقشار به جان آمده است و می‌توان دید که این خشم و اعتراض اکنون چگونه از قاعده به بدنه نظام و اکنون به رأس رژیم رسیده و به ریزش وزیران راه برده است.

ضعف و در گل‌ماندگی روحانی یا وزیران معزول، حتی در تحلیلهای عناصر باند خود او هم جای نمایانی دارد. صادق زیبا کلام، برکناری علی جنتی را خواسته روحانی دانسته، چرا که جنتی در برابر فشارها و تهاجم دلواپسان، ضعف نشان داده و در برابر فشارهای آنان برای لغو کنسرت در قم و مشهد تسلیم شده است؛ به‌خصوص که چندی پیش روحانی تصریح کرده بود: «هیچ وزیری نباید در برابر هیچ فشاری کوتاه بیاید» (6).

به این ترتیب ضعف و بی‌مایگی علی جنتی در ماجرای کنسرتها، ژست روحانی را که می‌خواست از نمد کنسرتها، کلاهی برای نمایش انتخاباتی خود بدوزد، خراب کرد و جزای جنتی عزل او بود.

به این ترتیب به نظر می‌رسد برکناری 3وزیر، به‌رغم فصل مشترکشان، هر یک دلیل و علت خاص خود را دارند. در مورد وزارتخانه‌های ورزش و آموزش و پرورش، به نظر می‌رسد انباشت نارضایتی جامعه فرهنگیان و جامعه ورزشی نقش اصلی را داشته است. زیباکلام با اشاره به ماهیت نمایشی برکناری این دو وزیر و تضادهای لاینحل وزارتخانه‌های متبوعشان می‌نویسد: «در وزرات آموزش و پرورش حدود ۹۰درصد بودجه به پرداخت حقوق فرهنگیان تعلق دارد، تحت این شرایط که وزیر کنترلی بر بودجه ندارد، هر شخص دیگری هم وزیر باشد، نمی‌تواند تغییر یا فعالیت خاصی انجام دهد». اظهارات چندی پیش گودرزی وزیر مستعفی ورزش نیز مؤید همین واقعیت است. (7) 

به هر حال روشن است که بن‌بست و درگل‌ماندگی دولت روحانی و نگرانی شخص او از بابت نتایج نمایش انتخاباتی آتی، به‌ویژه پس از بر باد رفتن امیدهای ناشی از اجرای برجام دلیل این برکناریها در 6، 7ماه باقی‌مانده از دوره اول ریاست‌جمهوری اوست، اما نکته این جاست که این اقدام و آشکار کردن ناگزیر شکاف، وضعیت روحانی را در رویارویی با باند رقیب ضعیفتر و آسیب‌پذیرتر می‌کند؛ گواه این مدعا، یادداشت روز کیهان خامنه‌ای (28مهر) با عنوان «کار از تعمیر گذشته» می‌باشد. این مقاله، استعفای وزیران و ترمیم کابینه روحانی را «آفتابه خرج لحیم» توصیف کرده و خاطرنشان می‌کند که این کل دولت روحانی است که شکست خورده و باید کنار برود. اما واقعیت این است که اگر روحانی کنار برود آیا کسی هست که بتواند گاری در هم شکسته نظام را از این باتلاق بیرون بکشد؟ پاسخ، مطلقاً منفی است! 

پانویس: ــــــــــــــــــــــــــــ
1
ـ تلویزیون رژیم ـ 28مهر
2
ـ رفسنجانی: «به اسم نقد، کارشکنی می‌کنند و می‌خواهند مردم را از انتخاب عاقلانه خود پشیمان کنند». (روزنامه آرمان ـ ۲۸/۷/۹۵) 

3
ـ نوبخت در مصاحبه تلویزیونی (28مهر) چند بار به فشارهای اجتماعی با عباراتی از قبیل «مطالبات مردم» «توقعات جامعه» «مطالبات جامعه بزرگ فرهنگیان و خانواده‌ها» «مغفول ماندن بحث جوانان» اشاره کرد.

4
ـ خبرگزاری حکومتی ایسناـ 28مهر 95
5
ـ سایت تلگرامی رضا سراج ـ 27مهر
6
ـ سخنرانی روحانی در مراسم گرامیداشت روز پزشک ـ اول شهریور 95

7
ـ گودرزی طی اظهاراتی که در ایران ورزشی 4مهر 95 درج شده، ضمن تأکید بر این‌که دیگر حاضر به ادامه کار در کابینه روحانی در دور بعد نیست، گفت: «بنده از آذرماه سال گذشته یعنی ۹ماه، یک ریال بابت پروژه‌های عمرانی خودم دریافت نکرده‌ام. خب یک مدیر چگونه می‌تواند موفق جلوه کند؟ موقعی که بسازد، توسعه بدهد، فضاها را گسترش بدهد و…».

@NedayeAzadii            كانال نداي  آزادي