ايستادگي معلمان و فراخونهاي پي در پي آنها به ادامه اعتراضات، نشان از اين همبستگي و ارادة حق طلبي از تبعيض و ستم حاكم، بسا قويتر است. اراده و خلاقیت تک تک شما، قدرت همبستگیتان و نیروی عظیمی که در عشق شما به آزادی نهفته است
۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه
گردهمایی اپوزسیون نیروی اصلی تغییر
همراه با سخنرانی خانم مریم رجوی
همه شما مردم آزاده ایران
همه جوانان انقلابی وآزادیخواه
همه دانشجویان
فرهنگیان
را به دیدن این مراسم جلب می نمائیم
#ایران_آزاد
#آزادی
#سرنگونی_آری
FreeIran#
#Iran
#مریم_رجوی
همراه با سخنرانی خانم مریم رجوی
همه شما مردم آزاده ایران
همه جوانان انقلابی وآزادیخواه
همه دانشجویان
فرهنگیان
را به دیدن این مراسم جلب می نمائیم
#ایران_آزاد
#آزادی
#سرنگونی_آری
FreeIran#
#Iran
#مریم_رجوی
۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق در گرامیداشت حماسه سیاهکل
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق در گرامیداشت حماسه سیاهکل
سازمان چریکهای فدایی خلق
ایران با صدور بیانیهیی بهمناسبت سالگرد حماسه سیاهکل، یاد و خاطره همه شهیدان
جنبش پیشتاز فدایی در نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ را گرامی داشت.
در بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران آمده است: چهل و شش سال از روزی که یک گروه کوچک چریکی به پاسگاه ژاندارمری شهرک سیاهکل (در استان گیلان) حمله کرد میگذرد. حماسهسازان فدایی در شامگاه روز ١٩ بهمن ١٣٤٩ دوران جدیدی را در جنبش رهایی بخش و جنبش کمونیستی مردم ایران به ثبت رساندند. آنان با عمل جسورانه و بنبست شکنانه خود، ضربهای جدی به فضای اختناق وارد کرده و با درهم شکستن قدرت مطلق دیکتاتوری شاه، آغاز پایان عمر نظام سلطنتی را نوید دادند.
این بیانیه سپس میافزاید: واکنش شاه و خمینی به جنبشی که با حماسه سیاهکل آغاز شد، نشاندهنده اهمیت و نقش این رویداد در یک دوره از تاریخ است. اسدالله علَم در خاطراتش از قول شاه مینویسد عزم و اراده آنها اصلاً باور کردنی نیست، حتی زنها تا آخرین نفس به جنگ ادامه میدهند، مردها قرص سیانور در دهانشان دارند و برای اینکه دستگیر نشوند خودکشی میکنند.
خمینی جلاد از همان ابتدا با فرومایگی علیه جنبش پیشتاز فدایی به موضعگیری پرداخت. او در پاسخ به نامه مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا، در تاریخ۲۸اردیبهشت۱۳۵۰ نوشت، شایعه سازیها و شایعه پردازیهایی را که در ممالک اسلامی برای تحکیم اساس حکومت استعماری است بررسی دقیق کنید، نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل.
موضع خمینی آن چنان ننگین بود که وقتی این پیام در همان زمان در نشریه «اسلام مکتب مبارز»، ارگان اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا به چاپ رسید، جمله «نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل»، حذف شد».
در ادامه بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، بهمناسبت سالگرد حماسه سیاهکل در ۱۹بهمن سال۱۳۴۹، از جمله، آمده است: سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در آغاز چهل و هفتمین سال تولد خود همچنان بر عزم و اراده خویش برای مبارزه تا رسیدن به دنیایی عاری از ستم، تبعیض و استثمار تأکید میکند.
ما از مبارزه به حق کارگران، معلمان، پرستاران، کشاورزان و همه مزدبگیران علیه نظام حاکم و سرمایهداری لگام گسیخته که تعرض آن به سطح زندگی و معیشت مردم دامنه بیسابقهیی یافته، حمایت میکنیم... .
ما به پایداری خانوادههای شهدا و زندانیان سیاسی، به مقاومت همه زندانیان سیاسی و عقیدتی ادای احترام میکنیم...
ما انتقال سازمانیافته و موفقیتآمیز زنان و مردان مجاهد خلق را از زندان لیبرتی به کشور آلبانی را یک پیروزی برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران میدانیم و آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران شادباش میگوییم.
در بخش پایانی این بیانیه، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ضمن تأکید بر تحریم انتخابات فرمایشی ریاستجمهوری اسلامی که قرار است در اردیبهشت سال آینده برگزار شود، میافزاید:
ما از مبارزه زنان و مردان ایرانزمین که برای آزادی، دموکراسی، نابودی ستم جنسی، مذهبی و ملی، صلح و پیشرفت، عدالت و جدایی دین از دولت مبارزه میکنند، حمایت و پشتیبانی میکنیم.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران همه ایرانیان آزادیخواه را به اتحاد و مبارزه برای ایجاد جبهه همبستگی بهمنظور سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایتفقیه و ایجاد یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و مستقل فرامیخواند».
در بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران آمده است: چهل و شش سال از روزی که یک گروه کوچک چریکی به پاسگاه ژاندارمری شهرک سیاهکل (در استان گیلان) حمله کرد میگذرد. حماسهسازان فدایی در شامگاه روز ١٩ بهمن ١٣٤٩ دوران جدیدی را در جنبش رهایی بخش و جنبش کمونیستی مردم ایران به ثبت رساندند. آنان با عمل جسورانه و بنبست شکنانه خود، ضربهای جدی به فضای اختناق وارد کرده و با درهم شکستن قدرت مطلق دیکتاتوری شاه، آغاز پایان عمر نظام سلطنتی را نوید دادند.
این بیانیه سپس میافزاید: واکنش شاه و خمینی به جنبشی که با حماسه سیاهکل آغاز شد، نشاندهنده اهمیت و نقش این رویداد در یک دوره از تاریخ است. اسدالله علَم در خاطراتش از قول شاه مینویسد عزم و اراده آنها اصلاً باور کردنی نیست، حتی زنها تا آخرین نفس به جنگ ادامه میدهند، مردها قرص سیانور در دهانشان دارند و برای اینکه دستگیر نشوند خودکشی میکنند.
خمینی جلاد از همان ابتدا با فرومایگی علیه جنبش پیشتاز فدایی به موضعگیری پرداخت. او در پاسخ به نامه مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا، در تاریخ۲۸اردیبهشت۱۳۵۰ نوشت، شایعه سازیها و شایعه پردازیهایی را که در ممالک اسلامی برای تحکیم اساس حکومت استعماری است بررسی دقیق کنید، نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل.
موضع خمینی آن چنان ننگین بود که وقتی این پیام در همان زمان در نشریه «اسلام مکتب مبارز»، ارگان اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا به چاپ رسید، جمله «نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل»، حذف شد».
در ادامه بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، بهمناسبت سالگرد حماسه سیاهکل در ۱۹بهمن سال۱۳۴۹، از جمله، آمده است: سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در آغاز چهل و هفتمین سال تولد خود همچنان بر عزم و اراده خویش برای مبارزه تا رسیدن به دنیایی عاری از ستم، تبعیض و استثمار تأکید میکند.
ما از مبارزه به حق کارگران، معلمان، پرستاران، کشاورزان و همه مزدبگیران علیه نظام حاکم و سرمایهداری لگام گسیخته که تعرض آن به سطح زندگی و معیشت مردم دامنه بیسابقهیی یافته، حمایت میکنیم... .
ما به پایداری خانوادههای شهدا و زندانیان سیاسی، به مقاومت همه زندانیان سیاسی و عقیدتی ادای احترام میکنیم...
ما انتقال سازمانیافته و موفقیتآمیز زنان و مردان مجاهد خلق را از زندان لیبرتی به کشور آلبانی را یک پیروزی برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران میدانیم و آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران شادباش میگوییم.
در بخش پایانی این بیانیه، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ضمن تأکید بر تحریم انتخابات فرمایشی ریاستجمهوری اسلامی که قرار است در اردیبهشت سال آینده برگزار شود، میافزاید:
ما از مبارزه زنان و مردان ایرانزمین که برای آزادی، دموکراسی، نابودی ستم جنسی، مذهبی و ملی، صلح و پیشرفت، عدالت و جدایی دین از دولت مبارزه میکنند، حمایت و پشتیبانی میکنیم.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران همه ایرانیان آزادیخواه را به اتحاد و مبارزه برای ایجاد جبهه همبستگی بهمنظور سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایتفقیه و ایجاد یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و مستقل فرامیخواند».
۱۳۹۵ بهمن ۱۷, یکشنبه
من متهم میکنم ، مسبب تمام بدبختیهای کشوراز مسئولان زنده و فعلی شخص اقای خامنه ای میباشند.
من متهم میکنم ، مسبب تمام بدبختیهای کشوراز مسئولان زنده و فعلی شخص اقای خامنه ای میباشند.
(توضیح عکس : نهج البلاغه ازجنس طلا در کنار مدرسهٔ مدرن امام):
کدام یک از احزاب مخالف آزاد هستند؟
آقای خامنه ای تنها حزبی که آزاد است حزب موئتلفه است که کاملا در خط شما است.( در رژیم شاه هم تنها یک حزب بنام حزب رستاخیز آزاد بود.) ولی موئتلفه نه در رژیم شاه بخاطر توبه نامه هایی که برای شاه می نوشتند اعتبار داشت و نه اکنون در میان ملت اعتبار دارد.نتیجه چه میشود؟دوازده میلیون شهروند تهرانی،امکان شناسایی مدیران نخبه را ندارند و احزاب باید افرادِ مدیر را به مردم معرفی کنند که در غیاب احزاب ،مردمِ تهران به تبعیت از کل ایران و بخصوص کلان شهرهای دیگر، بدونِ شهردارانِ مجرب میشوند که در نتیجه؛ ورزشکارانِ شناخته شده رأی می اورند که انها هم تخصصی ندارند و احمدی نژاد و قالیباف را شهردار میکنند که در اثر بیکفایتی،هزاران مرد و زنِ کارتن خواب،گور خواب،حاشیه نشین، کودکان کار، زنانِ بی شوهر وخانمان و ولگرد،زنان شوهردارِ تن فروش و ...بوجود می آید، و آخرینش یعنی آتش گرفتن ساختمان پلاسکو که تمام زشتیها و سوء مدیریت ها را آشکار کرده و باعث آبرو ریزی شما ودیگر مسئولان میشود.
2-آقای خامنه ای؛قوای سه گانه یعنی پارلمان،قوه ی قضائیه و قوه ی مجریه که باید به معنای واقعی؛"مستقل" از هم باشند،نتیجه ی رشد تکاملی جوامع غربی (بخصوص انگلیس و فرانسه) از فئودالیسم به بورژوازی ملی میباشد.اکثرا میدانند که در کشورهای دارای دموکراسی نمایندگان پارلمان و رئیس دولت بصورت واقعی توسط مردم انتخاب میشوند و این کشورها دارای قوه ی قضائیه ی مستقل میباشند. اما در کشور ما ایران داشتن سه قوه ی جدا و مستقل از یکدیگر که محصول انقلاب مشروطیت است و در اسلام چیزی بنام قوای مستقل نداریم،نمایشی و دکوری است چراکه نمایندگان پارلمان و رئیس دولت ،نمایندگان واقعی ملت نیستند.یعنی شورای نگهبان به کسانی اجازه ی کاندیدشدن میدهد که در خط شما باشند، به این میگویند "بازی باانتخابات" و یا انتخابات بازی نه انتخابات آزاد.همچون "ماشین بازی" توسط بچه ها ،که با یک ماشین پلاستیکی ماشین بازی کرده و سرگرم و خوشحال می شوند چون احساسِ ماشین داشتن میکنند. ولی آیا بچه که به سن بلوغ رسید،میشود او را با یک ماشین پلاستیکی سرگرم کرد یا نه؛آن بچه دیگر بزرگ شده و به دنبال ماشین واقعی خواهد بود؟
اکنون ملت ایران هم،رشید و بالغ شده و میداند که این انتخابات،یک بازی است همچون ماشین بازی ودیکر تن به انتخابات نا سالم و غیر رقابتی نخواهد داد.
3-آقای خامنه ای؛در غیاب آزادی بیان و آزادی احزاب،باندهای جناحیئی در درون حاکمیت،رشد میکنند که تنها دغدغه ی آنها،منافع باندی و نه منافع ملی ست که متاسفانه دزدیهای آنها نیز هزار هزار میلیارد تومان است که در تاریخ ایران بی سابقه اند.
4-در نبود آزادی بیان و احزاب،رتبه ی فساددر ایران از میان 167کشور، 131 شده است که نتیجه اش ورودِ 15 میلیون پرونده قضائی در سال به قوه ی قضائیه می باشد.
5-آقای خامنه ای به قول آقای احمد توکلی از چهره های سرشناس اصول گرا؛"فساد در جمهوری اسلامی سیستماتیک شده است".
وشما میدانید معنی این گفته(سیستماتیک شدن فساددرجمهوری اسلامی)چیست؟یعنی سرطان تمام وجودش را گرفته. یعنی هیچکار برای برگرداندن سلامتیش نمی توان کرد.نه با قرص و دارو و نه با شیمی درمانی و جراحی قابل درمان است. یعنی امروز و فرداست که بمیرد.
6- آقای خامنه ای، در نبود آزادی بیان،چنان شایعات گسترش و پر و بال میگیرد که انسان های خاص هم نمی توانند حقیقت را کشف کنند تا چه رسد به عوام. نمونه اش مرگِ هاشمی رفسنجانی و آتش گرفتن ساختمان پلاسکو بود که در بین مردم بسیار شایع گشت که هر دو عمدی بوده است.
7-آقای خامنه ای؛معلمان زندانی و یا معلمان زندان رفته همچون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، رسول بداقی،علی اکبر باغانی،محمود باقری و ... و یا زندانیان سیاسی همچون خانم شهناز اکملی مادر شهید مصطفی کریم بیگی و آرش صادقی همراه با همسرش خانم گلرخ ابراهیمی ایرایی که مجددا در اعتصاب غذا میباشد،آقای عبد الفتاح سلطانی وکیل افتخاری معلمان ،علی معزی ،ناصر اشجاری،مریم اکبری منفرد ، نرگس محمدی ،سعید ماسوری ، محمد علی طاهری ، بهنام ابراهیم زاده ، آتنا دائمی ، ارژنگ داوودی ، جعفر عظیم زاده ، خانم راحله راحمی پور(مدافع فرزند خردسال مفقود شده ی برادر اعدامیش) زندانیان بهایی و اهل تسنن و دراویش گنابادی و ....همه وهمه همچون کوه در زندان بوده و یا بعد از اتمام حکم، آزاد شده اند،شما را به یاد زندانیان آزاد شده ی دی ماه 57 نمی اندازد که بوسیله ی مردم ایران آزاد شدند؟آیا فکر نمیکنید تاریخ تکرار خواهد شد؟
8-آقای خامنه ای آیا فرزندان آیت الله طالقانی و همینطور آیت الله منتظری روزی صد گرم گوشت میخورند؟ و فرزندان شمابه خوردنِ کمتراز یک کیلو گوشت درروز و ...رضایت می دهند؟آقای خامنه ای ملت ایران به این دو خانواده ی بزرگ افتخار میکند، از جمله خودم افتخار میکنم که پذیرای این بزرگان در خانه بوده ام. چرا شما عزت این دنیا و آخرت را از خود و خانواده ی خود گرفته و به قدرت پوشالی و غصب شده چسبیده اید؟حکم 21 سال زندان برای فرزند برومند آیت الله منتظری احمداقا بخاطرافشای اعدام زندانیان بیگناه تابستان 67که حداقل حقشان اعدام نبود، درست است؟ به جرأت میگویم اگر آنها همان حکم زندانشان راکشیده بودند اکنون بعد از 28 سال جملگی نزد خانواده های خود بودند نه گورهای دسته جمعی که قبرشان هم ناپیدا است.
9-از نظر آسیب های اجتماعی همچون فقر و طلاق و زنانِ تن فروشِ بی شوهر و شوهردار و کودکان کار و کولبران کُرد که برای یک لقمه نان یا بوسیلهٔ تیر پاسدارانِ شما کشته میشوند و یا در زیر بهمن دفن میشوند و همینطور گورخواب ها و ... و یامعضلات اقتصادی وفرهنگی و سیاسی همچون تورم ، نبود آزادی بیان و آزادی احزاب و...ازلحاظ رتبه،در دنیا در ردهٔ آخرینها هستیم.(!!!)
میدانید چرا؟فقط بخاطر حکومت استبدادی شما. آیافقط یک کشورِ دارای دموکراسی سراغ دارید که همین رتبه های افتضاح آمیزِکشورتحت تسلط شما یاحتی نزدیک به شما یا در کنار شمارا کسب کرده باشد؟بیش از 110 سال از انقلاب مشروطیت و 38 سال از انقلاب 22 بهمن 57 گذشته و شما تمام دستاوردهای آن دو انقلاب رابه دلیل تمرکز قدرتی که مایلیددرقبضهٔ خودنگه داریداز بین برده اید و اگر رتبه های ایران غیر از این باشد باید تعجب کرد.
10-بعد از انقلاب مشروطیت،تمام رهبران کشور که به آزادی مردم احترام نگذاشتند،با مرگ غیر طبیعی و رنج مُردند.بطورمثال مظفرالدین شاه با امضای قانون مشروطه،نام نیکی از خود باقی گذاشت،ولی محمد علیشاهِ فرزندش با ملت جنگید و سرانجام شکست خورده و در تبعید مرد. احمد شاه خودش به فرنگ رفت و پیغام داد که لبو فروشی را به شاهی بر ملت ایران ترجیح داده و در غربت با مرگ طبیعی مرد.رضاخان و فرزندش محمد رضا شاه هر دو در تبعیدِ ناخواسته مُردند.آقای خمینی که در برابر شعار مردم که میگفتند:جنگ ، جنگ تا پیروزی ،شعارِ: جنگ ، جنگ تا رفع فتنه در عالم سر دادند که در پایان مجبور شد به تمام آن شعارها پشت کرده و سرانجام تن به آتش بس دادندو جام زهر(پذیرش آتش بس) را نوشیدند.(آقای رفسنجانی در یکی از خطبه های نماز جمعه گفته بود: اگر ما تجربه ی حالا را داشتیم حتی از جنگ هم جلوگیری میکردیم که باید گفت چرا کشور توسط تجربه داران اداره نشود؟ سرنوشت یک ملت در میان است نه فرد یا یک خانواده)اکنون نوبت شما است که نوع مردن را انتخاب کنید. شما چه انتخابی دارید؟
11-زمانیکه در شبکه های مجازی در سطح وسیعی دیدم که در کتاب های درسی دانش آموزان سوئد از دو کشورجهان که دارای نظام دیکتاتوری هستند یاد شده است،یکی ایران به رهبری شما آقای خامنه ای و دیگری بلاروس به رهبری الکساندر لوکاشنکو،از خودم شرمنده شدم....شما چه احساسی دارید؟آقای خامنه ای؛ هزاران سال با فداکاریِ انسان های بزرگ،طول کشیده تا بشر از غارنشینی به این درجه از تمدن برسد.بجای اینکه شما نیز این تمدن را یک گام به پیش ببرید، صدگام به عقب بر می گردانید؟
12-آقای خامنه ای، بعد از گذشت 38 سال از عمرجمهوری اسلامی،حکومت،هیچگونه دستاوردی نداشته است.شاید بگویید داشتن استقلال یک دستاورد است. میگویم اولا ما استقلال نداریم چرا که مردم، هر زمان فرصت پیدا میکنند در شعارهایشان مرگ بر روسیه سر میدهند، چرا که احساس میکنند وابسته بهدشمن تاریخی روسیه ی نابکار شده ایم.ازطرفی استقلال خود را با استقلال هندوستان مقایسه کنیم که با تمام دنیا بر اساس منافع متقابل، رابطه دارد (بر عکس ما که با تمام دنیا سر جنگ داریم) و به هیچ کشوری وابسته نیست و قدرت های جهانی میدانند که هندوستان،بمب اتم دارد اما چشم پوشی میکنند،بزرگترین دموکراسی دنیا را دارد و بر عکس ما ، همیشه در حال پیشرفت و توسعه است و به جرأت میگویم اکنون دیگر جزو کشورهای جهان سوم محسوب نمیشود. حال میشود به ما گفت که کشوری مستقل هستیم؟کشوری که نمیتواند یک ماژیک وایت بُرد،یک پاکن خوب،یک پرگارِدرست وحسابی،یاکاغذ فتوکپی،یک مدادتراش ساده و...(باوجوداین همه جوانان واساتید باهوش) دُرست کند،مستقل است؟البته که استقلال نیست و عین وابستگی ست چراکه نخبگان ما که سرمایهٔ اصلیِ نجات ازوابستگی اند،38سال است بدلیل بودجه های هنگفتِ مضربه حال کشوربرای امورِبی ثمر(که همه میدانند)،یافراری اند،یابفکرِفرارند،یادراثرفشاربیکاری و وفورموادمخدردرجامعه بتدریج معتادمیشوند ویادر زندانند.
13-آقای خامنه ای بررسی کرده اید که نهادهای فرهنگی زیر نظر شماهمچون موسسهٔ حکمت و بصیرت و تبلیغات اسلامی و حوزه ها و.... که بودجه ی آنها به بیش از ده هزار میلیارد می رسد،کارکردشان چگونه است؟با یک حساب سرانگشتی که مردم روزبروز از دین گریزان و حتا دین ستیز میشوند،کار کرد آنها منفی است.آیا بهتر نیست این بودجه ها صرف ابادانی کشور شود؟ یا حداقل همین پولها را همینطوری به آنها داد تا عمرشان تلف نشده و شغلی ،کار تولیدی و یا خدماتی انتخاب کنند تا برای کشور مفید و خود به خود اشتغال بوجود آورند ؟
14-آقای خامنه ای؛ مردم از اصلاحات نومید شده اند.هنوز دیر نیست. میتوانید همچون پرزیدنت دکلرک در افریقای جنوبی و ژنرال یاروزسکی در لهستان، انتخابات آزاد برگزار کنید اگر چه افرادی از مخالفین شما به قدرت برسند.همچنانکه در لهستان لخ والسا و در افریقای جنوبی نلسون ماندلا از مخالفانِ حاکمان وقت به قدرت رسیدند و اگر آن حاکمان نام نیکی هم از خود بیادگار نگذاشتند، نام بدی هم از خود بیادگار نگذاشتند.ولی اگر مردم به حرکت در بیایند که یقینا روزی به حرکت در خواهند آمد ، میدانید چه قیامتی بر پا خواهد شد؟
15-آقای خامنه ای؛ به مامورین خود بگوئید که رگهای گردنشان را بخاطر سخنان اینجانب متورم نکنند.سال هاست که چوبه ی دار را بر دوش دارم و برای رسیدن به آزادیِ یک ملت ،دادنِ جان، هدیه ی بسیار ناقابلی است. من، بنابر وظیفه و احساس دِینم به فرهنگیان کشور و مردم،مینویسم ومینویسم ومینویسم تا فردا که همکاران واساتید فرهنگی،تاریخِ جنبش ها وحرکتهای تاریخی این حصارِ تنگ ودلگیر وطن دراین بُرههٔ زمانی را برای فرزندان این سرزمین می گشایندو میخوانند،احساس غرور کنند که معلمانی هم بودند که سکوت نکردند و از همه چیزشان گذشتند تا ملت،بیدار و آگاه شده و با هزینه ی کمتری به آزادی، دموکراسی ومردم سالاری واقعی برسند و شاید حاکمان نیز بخود آیند که البته به گواه تجربیات تلخ تاریخِ پرفرازونشیب کشورمان،نمی آیند.
سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان ایران(تقدیم به روح معلم شهید فرزاد کمانگر که مظلومانه اعدام شد.)
۱۳۹۵ آذر ۲۲, دوشنبه
بازی با شمار نفرات حقوق بگیرهای نجومی!
بازی با شمار نفرات حقوق بگیرهای نجومی!
پس از گذشت بیش از 8 ماه از افشای فیشهای حقوقهای نجومی که افتضاح آن عالمگیر و در درون رژیم توفانی بهپا کرد، اکنون دولت روحانی در پی آن است که این افتضاح را جمع و جور و به عبارت دیگر ماست مالی کند و سر و ته قضیه را هم بیاورد.
با وجود اینکه دیوان محاسبات رژیم تعداد مدیران حقوق نجومی بگیر را حدود 400 نفر اعلام کرده است، مجتبی شاکری عضو شورای قلابی شهرتهران تعداد این افراد را 3000 نفر، آخوند علیرضا سلیمی نماینده مجلس رژیم از دلیجان تعداد آنها را 1000 نفر (سایت حکومتی خبر فارسی20 آذر 95)، و عبدالله ناصری یکی از افراد باند موسوم به اصلاحطلب رژیم تعداد این نفرات را 3000 نفر (سایت جوان آنلاین 9 تیر 95) اعلام کردند، مقامات دولت روحانی، با ضد و نقیض گویی در پی تقلیل این آمار و ارقام برآمدند.
آخوند حسن روحانی 27 تیرماه در کرمانشاه گفت: «در میان 8 میلیون حقوق بگیر شاغل و بازنشسته در کشور حدود 100، 200 و یا 3000 نفر تخلف مرتکب شدهاند و این نشان میدهد که تعداد انگشتشماری از مدیران تخلف کردهاند“.
نوبخت سخنگوی دولت در31 تیر 95 در گفت گوی ویژه خبری در کوچک نمایی از روحانی هم گوی سبقت ربود و آمار را تقریباً نزدیک به هیچ و 13 نفر اعلام کرد.
وقتی که افتضاح چنین کوچک نمایی برملا شد وی در 5 مرداد 95 در نشست هفتگی در حالی که میخواست دروغگویی قبلی خود را تا حدودی رفو کاری کند مدعی شد: «تنها 3 درصد که حدود 40 نفر میشدند حقوق غیرمتعارف داشتند».
اکنون وی مدعی است که بر اساس بررسیهای انجام شده حقوقهای نامتعارف (همان حقوقهای نجومی) 23 میلیارد تومان بود که بجز 4 نفر بقیه به خزانه بازگشت داده شد! (خبرگزاری ایسنا 18 آذر 95)
ملاحظه میشود که سخنگوی دولت آخوند روحانی، با این توجیهات سخیف چگونه میخواهد اساساً منکر غارت و چپاول توسط این دولت و مدیران فاسد آن بشود.
اما ازآنجایی که دروغگو کم حافظه است یادش هم رفته که بر اساس دستورالعمل او و علی طیب نیا وزیر اقتصاد بود که به مدیران دولتی حقوقهای نجومی حاتم بخشی شد. با این وجود این مقام نظام ولایت وقاحت را به آنجا میرساند که میخواهد نهایتاً 4 نفر را بهعنوان نجومی خوار جا بزند تا شاید این افتضاح بزرگ برای دولت روحانی و نظام ولایت بهنحوی رفع و رجوع شود.
البته پیش از این نیز مقامات دولت روحانی از جمله همین نوبخت از اساس منکر موضوع حقوقهای نجومی شده بود و گفته بود که پرداخت ها و دریافت ها حقوقهای نجومی قانونی بوده و حتی طلبکار هم بودند که این موضوع چرا در جامعه سر و صدا بهپا کرده است.
دراین رابطه طیب نیا وزیر امور اقتصادی رژیم در یک مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما گفته بود اکثر فیشهای حقوقی قانونی و «مستند به آییننامهها، دستورالعملها و مقررات بوده است“.
با این فرض که حرف سخنگوی روحانی درست باشد و اموال به غارت رفته توسط نجومی بگیران به خزانه بازگشت داده شده باشد، این سؤال مطرح میشود که اگر این حقوقها آنچنانکه مقامات دولت روحانی از جمله طیب نیا مدعی شده بودند، قانونی و «مستند به آییننامهها، دستورالعملها و مقررات بوده است“، به چه دلیل حقوقها به خزانه مسترد شدهاند؟ اگر هم حقوقها قانونی نبوده که صد البته چنین بوده است، چرا اسامی حقوق بگیران بهطور رسمی اعلام نمیشود، محاکمه نمیشوند و رژیم پاسخگوی این فضیحت نیست؟
واقعیت این است که چاقو که دسته خودش را نمیبرد، کسی و سیستمی توان افشای مفاسد و.. را دارد که خود پاک باشد. وقتی به گفته بالاترین مقامات و مهرههای رژیم فساد در این رژیم سیستماتیک و نهادینه است و وقتی غارتگری و چپاول از ویژگیهای بارز این نظام است، وقتی به قول رفسنجانی آنچه درز کرده نک کوه یخ در دریای فساد است و وقتی جای سالمی در این رژیم وجود ندارد، این بازی با آمار و ارقام حقوقهای نجومی اصلاً خارج از انتظار نیست.
@NedayeAzadii كانال نداي آزادي
با وجود اینکه دیوان محاسبات رژیم تعداد مدیران حقوق نجومی بگیر را حدود 400 نفر اعلام کرده است، مجتبی شاکری عضو شورای قلابی شهرتهران تعداد این افراد را 3000 نفر، آخوند علیرضا سلیمی نماینده مجلس رژیم از دلیجان تعداد آنها را 1000 نفر (سایت حکومتی خبر فارسی20 آذر 95)، و عبدالله ناصری یکی از افراد باند موسوم به اصلاحطلب رژیم تعداد این نفرات را 3000 نفر (سایت جوان آنلاین 9 تیر 95) اعلام کردند، مقامات دولت روحانی، با ضد و نقیض گویی در پی تقلیل این آمار و ارقام برآمدند.
آخوند حسن روحانی 27 تیرماه در کرمانشاه گفت: «در میان 8 میلیون حقوق بگیر شاغل و بازنشسته در کشور حدود 100، 200 و یا 3000 نفر تخلف مرتکب شدهاند و این نشان میدهد که تعداد انگشتشماری از مدیران تخلف کردهاند“.
نوبخت سخنگوی دولت در31 تیر 95 در گفت گوی ویژه خبری در کوچک نمایی از روحانی هم گوی سبقت ربود و آمار را تقریباً نزدیک به هیچ و 13 نفر اعلام کرد.
وقتی که افتضاح چنین کوچک نمایی برملا شد وی در 5 مرداد 95 در نشست هفتگی در حالی که میخواست دروغگویی قبلی خود را تا حدودی رفو کاری کند مدعی شد: «تنها 3 درصد که حدود 40 نفر میشدند حقوق غیرمتعارف داشتند».
اکنون وی مدعی است که بر اساس بررسیهای انجام شده حقوقهای نامتعارف (همان حقوقهای نجومی) 23 میلیارد تومان بود که بجز 4 نفر بقیه به خزانه بازگشت داده شد! (خبرگزاری ایسنا 18 آذر 95)
ملاحظه میشود که سخنگوی دولت آخوند روحانی، با این توجیهات سخیف چگونه میخواهد اساساً منکر غارت و چپاول توسط این دولت و مدیران فاسد آن بشود.
اما ازآنجایی که دروغگو کم حافظه است یادش هم رفته که بر اساس دستورالعمل او و علی طیب نیا وزیر اقتصاد بود که به مدیران دولتی حقوقهای نجومی حاتم بخشی شد. با این وجود این مقام نظام ولایت وقاحت را به آنجا میرساند که میخواهد نهایتاً 4 نفر را بهعنوان نجومی خوار جا بزند تا شاید این افتضاح بزرگ برای دولت روحانی و نظام ولایت بهنحوی رفع و رجوع شود.
البته پیش از این نیز مقامات دولت روحانی از جمله همین نوبخت از اساس منکر موضوع حقوقهای نجومی شده بود و گفته بود که پرداخت ها و دریافت ها حقوقهای نجومی قانونی بوده و حتی طلبکار هم بودند که این موضوع چرا در جامعه سر و صدا بهپا کرده است.
دراین رابطه طیب نیا وزیر امور اقتصادی رژیم در یک مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما گفته بود اکثر فیشهای حقوقی قانونی و «مستند به آییننامهها، دستورالعملها و مقررات بوده است“.
با این فرض که حرف سخنگوی روحانی درست باشد و اموال به غارت رفته توسط نجومی بگیران به خزانه بازگشت داده شده باشد، این سؤال مطرح میشود که اگر این حقوقها آنچنانکه مقامات دولت روحانی از جمله طیب نیا مدعی شده بودند، قانونی و «مستند به آییننامهها، دستورالعملها و مقررات بوده است“، به چه دلیل حقوقها به خزانه مسترد شدهاند؟ اگر هم حقوقها قانونی نبوده که صد البته چنین بوده است، چرا اسامی حقوق بگیران بهطور رسمی اعلام نمیشود، محاکمه نمیشوند و رژیم پاسخگوی این فضیحت نیست؟
واقعیت این است که چاقو که دسته خودش را نمیبرد، کسی و سیستمی توان افشای مفاسد و.. را دارد که خود پاک باشد. وقتی به گفته بالاترین مقامات و مهرههای رژیم فساد در این رژیم سیستماتیک و نهادینه است و وقتی غارتگری و چپاول از ویژگیهای بارز این نظام است، وقتی به قول رفسنجانی آنچه درز کرده نک کوه یخ در دریای فساد است و وقتی جای سالمی در این رژیم وجود ندارد، این بازی با آمار و ارقام حقوقهای نجومی اصلاً خارج از انتظار نیست.
@NedayeAzadii كانال نداي آزادي
۱۳۹۵ آذر ۱۸, پنجشنبه
اطلاعیه مطبوعاتی گروه دوستان آزاد در پارلمان اروپا؛ کنفرانس در رابطه با نقض حقوقبشر در ایران و سیاست اتحادیه اروپا
اطلاعیه مطبوعاتی گروه دوستان آزاد در پارلمان اروپا؛ کنفرانس در رابطه با نقض حقوقبشر در ایران و سیاست اتحادیه اروپا
این جلسه به ابتکار گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا برگزار گردید. این گروه از حمایت بیش از ۳۰۰ نماینده از گروههای مختلف سیاسی برخوردار است. سخنران اصلی این جلسه مریم رجوی رهبر آپوزیسیون ایران بود که رهبری شورای ملی مقاومت ایران را به عهده دارد. او توسط وزیر سابق امور خارجه ایتالیا گیولیو ترزی همراهی میشد. همچنین شبنم مددزاده، ۲۹ ساله، یک زن زندانی سیاسی جوان که ۵ سال را در زندانهای رژیم گذرانده و بتازگی موفق به ترک ایران شده بود در این جلسه شرکت نمود.
در این جلسه بیش از ده نماینده پارلمان سخرانی نموده و بر نکات زیر تأکید کردند:
وضعیت حقوقبشر در ایران تحت ریاست حسن روحانی نه تنها بهبود نیافته بلکه با افزایش اعدام ها، رو به وخامت نهاده است. تشبیه رژیم ایران با دیگر نظام های دیکتاتوری یک اشتباه خطرناک است. مذاکره با این رژیم در مورد حقوقبشر تنها رژیم را جسورتر میکند تا به جنایات خود ادامه دهد. روابط تجاری و سیاسی با رژیمی که به نسبت جمعیت، بالاترین آمار اعدام در جهان را دارد، تمامی استاندارهای حقوقبشری را زیر پا میگذارد. در ماههای سپتامبر، اکتبر و نوامبر ۲۰۱۶ حدوداً ۲۰۰ نفر در ایران اعدام شدند.
اعدام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸ که عمدتاً از سازمان مجاهدین خلق بودند یکی از بزرگترین جنایات علیه بشریت پس از جنگ دوم جهانی بحساب میآید. این قتلعام توسط مقامات بینالمللی حقوقبشر بهعنوان جنایت علیه بشریت ثبت شده است. سکوت جهان در اینرابطه به طولانی شدن آن کمک نمود. افرادیکه مسئول این قتلعام بودند هنوز مسئولیتهای کلیدی در ایران را در اختیار دارند. وزیر فعلی دادگستری در کابینه روحانی یکی از اعضای «کمیسیون مرگ» بود که شخصاً مسئولیت هزاران اعدام را بهعهده دارد. سکوت و ادامه تجارت با چنین رژیمی، برای جهان آزاد و بهخصوص اتحادیه اروپا شرمآور است. در اولین قدم اتحادیه اروپا باید نام وزیر دادگستری روحانی را بهعنوان ناقص حقوقبشر ثبت نماید و تحریمهای خاصی را بر علیه وی اعمال نماید.
سکوت جامعه بینالمللی و اتحادیه اروپا به جسارت این رژیم مذهبی میانجآمد و مغرور و تهاجمیتر آنها را به ارتکاب جنایات بیشتری ترغیب مینماید. آنها تا حدی گستاخ شدهاند که رئیس بهاصطلاح شورای حقوقبشر قوه قضاییه ایران جواد لاریجانی طی نامه سرگشادهای به نماینده عالی موگرینی خواستار محدود نمودن فعالیتهای آپوزسیون ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق در اروپا گردیده است. وی با صراحت به اروپا میگوید که حکم اعدام «خط قرمز» رژیم محسوب میگردد و نمیتوانند از آن کوتاه بیایند. نامه لاریجانی بیش از هر چیز آسیب پذیری و ترس عمیق رژیم از مقاومت ایران تحت رهبری خانم رجوی را نشان میدهد.
نمایندگان پارلمان اروپا از خانم موگرینی خواستند تا برای منافع اقتصادی چشمان خود را بر نقض حقوقبشر در ایران نبندد. ما نشنیدهایم که خانم موگرینی در سال گذشته نقض هولناک حقوقبشر در ایران را چندان محکوم کرده باشد. دولتی که به کرامت انسانی احترام نگذارد نمیتواند شریک قابل اعتمادی باشد. اتحادیه اروپا باید گسترش روابط خود را منوط به توقف اعدامها در ایران نماید.
ایران تنها جایی نیست که ملاها حقوقبشر را پایمال میکنند. جنایات و نقض هولناک حقوقبشر در عراق و سوریه نیز از مواردی هستند که توسط اتحادیه اروپا با سکوت مواجه گردیده است.
تا زمانی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مزدوران عراقی آن در عراق و سوریه به کشتن مردم این کشورها مشغول هستند، منطقه صلح و آرامش را تجربه نخواهد کرد. اتحادیه اروپا باید خواستار اخراج رژیم ایران از کل منطقه گردد.
نمایندگان پارلمان اروپا همچنین خوشحالی خود را از جابهجایی موفق ساکنان لیبرتی اظهار داشتند و آن را یک پیروزی بزرگ خواندند. طی سالهای اخیر، وضعیت اعضای آپوزیسیون ایران در ارودگاههای اشرف و لیبرتی در عراق موضوع قطعنامهها و بیانیههای متعددی از طرف پارلمان اروپا بوده است.
ژرارد دوپره
رئیس گروه دوستان ایران آزاد
پارلمان اروپا
بروکسل.
@NedayeAzadii كانال نداي آزادي
اشتراک در:
پستها (Atom)







