فریادی است
در مورد همان عزت و جایگاه فراموش شده.
فریاد حق خواهی یک انسان است که شریف است
و شرافتمند
پدرم یک معلم بازنشسته است و یک انسان شریف، در کودکی در یک
دوگانه همیشگی بودم، از یک طرف وضعیت مالی نه چندان خوب خانواده و از سمت دیگر جایگاه
با عزت و احترام در بین اطرافیان بخاطر شغل پدر.
این حس از کودکی با من بوده که معلمی شغل شریفی
است و معلم شرافتمند و در خور احترام . نمی دانم دقیقا این دوگانه کی در ذهنم واژگونه
شد ، شاید آن موقع که اولین معلم را در زندان و در بند دیدم آن هم بخاطر عدالت خواهی.
وضعیت بد معیشتی معلمان همچنان الگوی ثابتی است برایم اما آن
دیگری ...
این روزها به صورت مداوم، استرس دارم، درد دارم و بغضی همواره
همراهم هست و گاهی حتی در خیابان بی دلیل می
شکند... درد دارم چون یکی از همان انسانهای شریف، یک معلم دیگر در بند است و 15 روز است که لب بر غذا بسته است. شاید این روزها
بهشتی خیلی در جانش تاب و توان نداشته باشد اما صدایش به بلندی فریاد است.گوش کنید
صدایش را می شنوید. فریاد بهشتی ، تنها به شرایط خودش برنمیگردد، فریادی است در مورد
همان عزت و جایگاه فراموش شده.فریاد حق خواهی یک انسان است که شریف است و شرافتمند.
فریادی که باید همه مان سر می دادیم. اما
...
بهشتی این روزها خیلی جان ندارد ولی روح بزرگی دارد که هر روز
با مقاومتش قد می کشد و بزرگتر می شود.
هم صدایش شویم، بغضمان را به صدای حق خواهی اش تبدیل کنیم، صدای
بهشتی باشیم ....
چهارشنبه، 18 آذر 1394


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر