غریو خواهرم ببین صدای مادرم شنو
تو را به حرمت صدا، به داد این صدا برس
چکانچکان خموش
رفت، شبانههای مادرم
فرشته و خدا گریست به داد گریهها برس
فرشته و خدا گریست به داد گریهها برس
ببین که ناهید سحر،
گذر گذر به «دار» هاست
افق افق برو برو به داد زهرهها برس
افق افق برو برو به داد زهرهها برس
ز کودکان
شهرها ز دختران بیپناه
چه قصههای خونچکان!
به داد قصهها برس
پرنده نیست درگـذر،
بهار نیست در نگاه
سرشک سرو و لاله بین، به داد لالهها برس
سرشک سرو و لاله بین، به داد لالهها برس
ز خیمهی خزان اگر،
نه آشیانه ماند و برگ
بخوان سرود رویش و، به داد ریشهها برس
بخوان سرود رویش و، به داد ریشهها برس
چه واژهها، چه
نغمهها ز شعلهی جنون فسرد
ــ به شعر و نغمهها سلام ــ به داد واژهها برس
ــ به شعر و نغمهها سلام ــ به داد واژهها برس
از این تطاول و
جنون، نبود بینصیب کس
شرارهها زبانه شد به داد شعلهها برس
شرارهها زبانه شد به داد شعلهها برس
اگر که سور غم به
راه، کمین نشسته خنده را
به خنجر امید و عشق، به داد خندهها برس
به خنجر امید و عشق، به داد خندهها برس
ز سوز و رنج کاوهها،
نمانده کورهها خموش
بیا ز توفش دمان به داد کورهها برس
بیا ز توفش دمان به داد کورهها برس
نگو که عشقها
شکست، نگو که نغمه ناله شد
قسم به عشق و نغمهها! به داد نالهها برس
قسم به عشق و نغمهها! به داد نالهها برس
به خشکسالی
بهار کنون بیا و ابر شو
ببار و کو به کو برو! به داد چشمهها برس
ببار و کو به کو برو! به داد چشمهها برس
سمند بادپای عشق!
یگانه خوب مهربان!
صدا! صدای آشنا! بیا به شهر ما برس!
صدا! صدای آشنا! بیا به شهر ما برس!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر